23
سپتامبر

چگونه از عکس عکاسان مشهور الهام بگیریم؟

همه ما با دیدن عکس‌های عکاسان بزرگ به فکر فرومی‌رویم که چگونه توانسته‌اند چنین عکس‌های ماندگاری بگیرند و برای یک‌عمر از آن‌ها به‌عنوان استاد یاد شود. در این دوره که در هر ثانیه ما با رسد تکنولوژی مواجه هستیم چگونه می‌توانیم به یک کارتیه برسون تبدیل شویم؟

آیا تاکنون به این موضوع فکر کرده‌اید که عکاسان قدیمی تجهیزان بسیار کمتری نسبت به ما در اختیار داشتند ولی بااین‌حال عکس‌هایی گرفتند که در طول تاریخ ماندگار بوده و می‌توان از آن‌ها به‌عنوان بهترین عکس‌های تاریخ عکاسی نام برد. چگونه توانسته‌اند با یک‌سوم تجهیزات کنونی ما چنین عکس‌هایی بگیرند؟ شاید اینجا باید به چیزی فراتر از یک وسیله و ابزار بنگریم، در اینجا با یک تفکر خلاق مواجه هستیم با یک عکاس مواجهیم که ذهن خلاق دارد نه ابزار و وسایل.

مطالعه آثار هنری بزرگان عکاسی می‌تواند کمک شایانی به ما کند تا بتوانیم از آن‌ها الگو بگیریم و از روش کار آن‌ها استفاده کنیم.

هانری کارتیه برسون

نام برسون یک نام بسیار بزرگ در تاریخ عکاسی است، او توانست عکس‌های مستند ماندگاری را ثبت کند. برسون یک عکاس خیابانی درجه‌یک بود در 1908 در فرانسه متولد شد و در ابداع و گسترش فوتوژورنالیسم بسیار کمک کرد. رشته او نقاشی بود، قبل از این دوربین در دست بگیرد با قلم‌موها سروکار داشت. برسون عکس‌های بسیار زیادی گرفته است یکی از عکس‌های بسیار مشهور او عکسی است که در آن سه پسربچه را در کنار یک رودخانه نمایش می‌دهد. خود برسون در رابطه با این عکسش چنین گفته است که عکاس درواقع ثبت‌کننده نقاشی‌های موجود در طبیعت است، هر عکس به‌مثابه یک نقاشی ظرافت و زیبایی دارد و عکاس خوب در اینجا با بهترین زاویه دید می‌تواند این نقاشی را ثبت کند.

درس‌هایی که باید از برسون بگیریم

اولین درسی که باید از برسون در عکاسی مستند و خیابانی گرفت این است که باید از دید مردم و مانند مردم دید و مانند آن‌ها یک عکس را ثبت کرد. باید در عکاسی خیابانی طوری عکاسی کنید که انگار خود مخاطب درصحنه وجود دارد. او همیشه با یک دوربین لایکا مشهور 35 میلی‌متری عکاسی می‌کرد و هیچ‌گاه از لنزهای زوم استفاده نکرد. همیشه از یک لنز نرمال فیکس استفاده می‌کرد؟ چرا؟ چرا برسون بزرگ باید چنین انتخابی بکند؟ این به این دلیل است که او می‌خواست عکسی با زاویه دید عادی بگیرد، عکس مستند از دل مردم است و از نامش پیدا است که باید حقایق را نشان بدهد پس ما باید از لنزی استفاده کنیم که این ویژگی‌ها را داشته باشد و یک لنز نرمال بهترین لنز برای این کار است.

یکی دیگر از درس‌هایی که می‌توانیم از روش کار برسون بگیریم این است که از استفاده غیرضروری از تجهیزات بپرهیزیم. برسون در تمام دنیا فقط با یک دوربین رفت و با همان دوربین ساده توانست تاریخ عکاسی را جابه‌جا کند، پس استفاده بی‌جا از تجهیزات هیچ کمکی به بهتر شدن روند کار ما نمی‌کند و باید به این نکته توجه کنیم که آیا واقعاً به این ابزار و وسایل احتیاج داریم یا نه.

ترکیب‌بندی در دوربین

قبل از هر چیز باید این نکته را یاد بگیرید که با خود فکر کنید ابزار شما فقط دوربین است و شما هیچ ابزار دیگری جز دوربین برای گرفتن یک عکس خوب ندارید. فکر کنید هنوز کامپیوتر و فتوشاپی وجود ندارد و شما نمی‌توانید عکس خود را کراپ کنید و یا روی ترکیب‌بندی و رنگ آن در فتوشاپ کارکنید، این موضع باعث می‌شود شما خودتان را مجبور کنید تا کادرهای بهتری ببندید.

بسیاری از ما در اغلب اوقات به امید این‌که فتوشاپ وجود دارد و یک جادوگر است و همه‌چیز را درست می‌کند، بسیاری از نکات را در عکس رعایت نمی‌کنیم. این روش، روش کار غلطی است که ما به امید کامپیوتر و مراحل ویرایش یک عکس بدبگیریم. عکاس خوب عکاسی است که یک عکس عالی در دوربین خود ثبت کند، نه در ذهن خود با هزار ترفند!

کمی قدیمی فکر کنیم!

منظور از این جمله که کمی قدیمی فکر کنیم به این معنا نیست که به عقب برگردیم و این‌همه پیشرفت را که موجب بهبود کار ما شده است را نادیده بگیریم. منظور از این جمله این است که ما می‌توانیم گاهی اوقات با استفاده از ابزارآلات و تجهیزات قدمی دانش خود را محک بزنیم. بی‌شک همه ما با یک دوربین دیجیتال که بلافاصله بعد از عکاسی می‌توانیم عکس خود را در آن مشاهده کنیم می‌توانیم بهترین عکس‌ها را بگیریم، اما با یک دوربین آنالوگ نیز می‌توانیم این کار را انجام دهیم؟ استفاده از یک دوربین آنالوگ و عکاسی با یک حلقه فیلم زمینه بسیار مناسبی برای آزمایش علم عکاسی ما است.

آلفرد اشتایگلیتس

آلفرد اشتایگلیتس عکاس آمریکایی است که پایه‌گذار جنبش جدایی‌طلب است و مدافع عکاسی صریح بوده، در طول زندگی خود بسیار تلاش کرد که عکاسی را به‌مثابه یک هنر به جامعه عرضه کند. قبل از آلفرد اشتایگلیتس عکاسی به‌عنوان یک هنر شناخته نمی‌شد و مدرسه عکاسی به‌صورت مستقل وجود نداشت. در زمان عکاسی را یک هنر نمی‌دانستند بلکه هنرهایی مانند نقاشی و مجسمه‌سازی را از عکاسی برتر می‌دانستند. عکاسان بزرگی مانند آلفرد اشتایگلیتس و انسل آدامز در عرضه کردن عکاسی به‌عنوان یک هنر بسیار تلاش کردند.

درس‌هایی که باید از آلفرد اشتایگلیتس بگیریم

اشتایگلیتس مجموعه عکسی بانام برابری دارد که در آن به بررسی فرم‌های مختلف ابر پرداخته است و آن‌ها را ثبت کرده است. در عکس‌های مجموعه ابر اشتایگلیتس ما شاهد احساس و عواطف بسیار زیادی هستیم. اگر به‌عکس های مجموعه ابر نگاه کنید متوجه می‌شوید که این عکس‌ها مانند تابلوهای نقاشی هستند و مخاطب را به فکر فرومی‌برند. نورپردازی بسیار منحصربه‌فرد، زاویه دیدهای بسیار خاص همه و همه این مجموعه را ماندگار کرده است.

قوانین را بشکنید

عکس‌های ابر اشتایگلیتس در زمان خود یک قانون‌شکنی بسیار بزرگ بوده است. در این عکس گویا ما به یک تابلوی نقاشی نگاه می‌کنیم تا یک عکس! پس همیشه پیروی از قوانین عادی و خشک راه رسیدن به موفقیت نیست گاهی خلاقیت از طریق قانون‌شکنی به دست می‌آید. خلاقیت شما درزمینهٔ های بسیاری می‌تواند بروز کند، می‌توانید با ایزو، سرعت شاتر، دیافراگم، فلاش و بسیاری از ابزارهای دیگری که در اختیار شما هست کارهایی انجام دهید که تاکنون کسی به آن‌ها توجه نکرده است. در عکاسی دیجیتال ما با سنسور سروکار داریم و در عکاسی آنالوگ ما با سطح حساس فیلم، همین تغییر متریال می‌تواند موضوع و زمینه بسیار مناسبی برای خلاقیت شما باشد فقط کافی است کمی با زاویه دید بازتر نگاه کنید.

اشتایگلیتس عکاسی را مانند یک هنر عرضه کرد، شما هم می‌توانید با مشاهده آثار نقاشی و وام گرفتن از آن‌ها در خلق آثار جدید پیشگام باشید. باور کنید یک عکس خوب از همین روند تولید می‌شود و ماندگارمی شود پس ما می‌توانیم با استفاده از روش کار بزرگان عکاسی به روش شخصی خود برسیم.

بیشتر بخوانید
لنزهای واید و عکاسی طبیعت
آموزش عکاسی مدلینگ در فضای باز