اصول اولیه فیلم برداری
17
جولای

آموزش اصول اولیه فیلم برداری

در روزهای گذشته با بررسی مسائلی اصول فیلم برداری را بررسی کردیم. ابتدا با مفاهیم اولیه و اصطلاحات فنی این زمینه آشنا شدیم و سپس به سراغ ترکیب‌بندی و حالت‌های مختلف قاب‌بندی رفتیم. در ادامه به بررسی حالت‌های قوانین دیگری در ترکیب‌بندی می‌پردازیم.

برخی از قوانین ترکیب‌بندی

در یک کادر و فریم خوب همه‌چیز منظم است و سر جای خود قرار دارد. در هنگام نگاه کردن از درون منظره یاب خود به بیرون به خطوط افقی و عمودی توجه کنید. دقت کنید که تمام خطوط عمودی صاف باشند و تمام خطوط افقی نیز با خط افق کادر هماهنگ باشند.

·قانون تقسیم‌بندی سه‌گانه، این قانون ترکیب‌بندی در عکاسی نیز وجود دارد و در این قانون باید کادر را دو خط افقی و عمودی به مربع‌های کوچک نه‌گانه تقسیم کنیم. در تصویر زیر این تقسیم‌بندی را مشاهده می‌کنید. برخی از شرکت‌های سازنده دوربین این تقسیم‌بندی را به‌صورت پیش‌فرض در دوربین‌ها قرار می‌دهند کافی است برای پیدا کردن آن دفترچه راهنما دوربین خود را به‌دقت مطالعه کنید. بعد از پیدا کردن این خطوط سوژه خود را در وسط این تقسیم‌بندی قرار دهید.

اصول اولیه فیلم برداری

فضاهای منفی در فیلم‌برداری بسیار مهم است. فضاهای منفی چشم بیننده را هدایت می‌کنند به همین دلیل به آن‌ها فضاهای هدایت‌کننده یا leader می‌گویند. برای توضیح بهتر و واضح‌تر این فضاها مثالی می‌زنیم: فرض کنید که در حال فیلم‌برداری از یک کودک هستید که این کودک در حال راه رفتن به‌سوی مادر خود از و شما باید یک قاب جداگانه از کودک فیلم‌برداری کنید و یک قاب جداگانه از مادر فیلم‌برداری کنید. برای القای حس حرکت کودک شما باید فضای روبه‌جلو که کودک در حال پیشروی است را باز بگذارید تا بیننده حرکت کودک را به‌راحتی پیش‌بینی کند. در رابطه با کادربندی صورت مادر باید به این نکته توجه کرد که مادر در انتظار کودک است و شما باید سمت مخالف کادر، یعنی سمتی که کودک در حال آمدن به سمت مادر است را خالی بگذارید.

در یک کادر و قاب فقط سوژه اصلی شما مهم نیست بلکه تمام عناصر موجود در کادر به زیبایی فریم شما کمک می‌کند قبل از ضبط هر تصویر به این نکات توجه کنید که نور شما درصحنه چگونه است؟ لبه‌های تصویر چگونه بسته‌شده‌اند؟ عناصر اضافی در کادر وجود دارند یا نه؟ تمام این نکات در یک ترکیب‌بندی موفق مؤثر هستند.

توجه کنید که در رابطه با فیلم‌برداری از انسان‌ها بسیار با دقت عمل کنید. از برش اندام‌های انسان در کادر خودداری کنید. دقت کنید که اجزای صورت دبه صورت کامل در کادر قرار بگیرند. قرار گرفتن نصفه و نیمه اجزای بدن انسان‌ها در کادر بسیار به چشم مخاطب زشت است.

حرکات ابتدایی دوربین

حرکات استاندارد و مشخصی برای حرکت دوربین وجود دارد که در اینجا به بررسی کلی آن‌ها می‌پردازیم:

Pan: حرکت افقی دوربین، حرکت به سمت چپ و راست

Tilt: حرکت عمودی، حرکت به سمت بالا و پایین

Zoom: زوم کردن با نزدیک شدن دوربین به سوژه متفاوت است. هنگامی‌که با لنز و زوم کردن لنز به سوژه خود نزدیک می‌شوید بازمانی که دوربین را جلو و عقب می‌برید ازلحاظ فنی با یکدیگر متفاوت هستند.

Follow: یا در تعریف فارسی به معنای پیروی کردن یا دنبال کردن. هنگامی‌که دوربین بر روی شانه یا دست شما قرار دارد و حرکات سوژه خود را با دوربین دنبال می‌کنید.

تکنیک‌های فیلم‌برداری

حالت فیلم‌بردار در پشت دوربین

اگر از سه‌پایه استفاده می‌کنید بهترین راه را برای ثابت نگاه‌داشتن دوربین خود انتخاب کرده‌اید. هنگامی‌که از سه‌پایه استفاده می‌کنید تسلط بیشتری به فیلم‌برداری خوددارید. اگر در هنگام فیلم‌برداری باید حرکات Pan یا Tilt انجام دهید اول باید از وجود فضای خالی کافی در اطراف خود مطمئن شوید. قبل از فیلم‌برداری چندین بار حرکت موردنظر را انجام دهید. جند بار دوربین را از چپ به راست و از بالا به پایین حرکت دهید تا از فضای کافی اطراف خود مطمئن شوید.

اگر از سه‌پایه استفاده نمی‌کنید دوربین را بر روی شانه خود قرار دهید و از محکم شدن آن بر روی شانه خود مطمئن شوید دست‌های خود را به بدن خود بچسبانید و سطح تماسی با بدن خود به وجود بیاورید.
بعد از قرار دادن دوربین در جای مناسب بر روی سه‌پایه یا بر روی شانه، فاکتورهای اولیه شامل وایت بالانس، فوکوس، قاب، خطوط تقسیم‌بندی و بسیاری از موارد دیگر را چک کنید.در رابطه با ضبط صدا اگر از میکروفون‌های اضافی استفاده می‌کنید قبل از شروع ضبط حتماً آن‌ها را چک کنید.

قبل از فشردن دکمه ضبط از این نکته اطمینان حاصل کنید که کارت حافظه شما به‌اندازه کافی فضای خالی دارد پس‌ازاین ابتدای فیلم خود را برای روایت مسائل مهم صرف نکنید. همیشه سعی کنید بین 5 تا 10 ثانیه اول فیلم را خالی بگذارید و از مسائل کم‌اهمیت فیلم‌برداری کنید تا در هنگام تدوین با مشکل مواجه نشوید.هنگامی‌که دکمه ضبط را فشار دادید مطمئن شوید که دوربین در حال ضبط کردن است و از منظره یاب کادر خود را نگاه کنید.از دو چشم خود استفاده کنید؛ توانایی استفاده از دو چشم در هنگام فیلم‌برداری یک مهارت بسیار خوب است که فقط با تمرین و تکرار به دست می‌آید. این کار باعث می‌شود تا شما نگاه و دیدی از تمام اجزای موجود درصحنه داشته باشید و حرکت بعدی خود را پیش‌بینی کنید.

یاد بگیرید تا در هنگام فیلم‌برداری به سمت عقب راه بروید. قبل از هر تغییری در ترکیب‌بندی صحنه به ضبط صدای خود فکر کنید و پیش‌بینی کنید که اگر ترکیب این کادر تغییر کند چگونه باید صدابرداری انجام شود.

اصول اولیه فیلم برداری

قبل از هر حرکت اضافه‌ای دکمه توقف را بفشارید. یکی از اشتباهاتی که فیلم‌برداران مبتدی به‌کرات تکرار می‌کنند نفشردن دکمه توقف قبل از حرکت است.

در برخورد با افراد در مقابل دوربین بااحتیاط عمل کنید. معمولاً مردم از قرار گرفتن در جلوی دوربین کمی ترس دارند شما به‌عنوان فیلم‌بردار باید کاری کنید تا افراد در جلوی دوربین شما احساس راحتی کنید. برای ایجاد این حس راحتی می‌توانید از فاصله‌ای نسبتاً دور از سوژه بایستید و از زوم کردن برای نزدیک شدن به افراد استفاده کنید.

سعی کنید در ابتدا و انتهای فیلم خود تاریخ و ساعت روز فیلم‌برداری را با صدای بلند اعلام کنید تا در فیلم شما ثبت شود. این کار یک کار بسیار کاربردی است. دقت کنید که این اعلام تاریخ و صدا باید در انتهای فیلم و در قسمت بیهوده فیلم ضبط شود. قطعاً دوربین‌های دیجیتال پیشرفته به‌راحتی زمان و تاریخ فیلم‌برداری را برای شما نمایش می‌دهند ولی این کار می‌تواند خیال شما را از هر بابت راحت کند.

در کلام آخر باید بگوییم که فیلم‌برداری و حرفه‌ای شدن در این زمینه نیازمند تمرین، تکرار و پشتکار فراوان است. زمان بیشتری در روز را باید به تمرین اختصاص دهید تا زودتر و بهتر به هدف خود برسید.

اصول اولیه فیلم برداری

اصول فیلم برداری به نحوه ی قاب بندی و ترکیب تصویری اختصاص دارد، چه لزوم بیان برخی ازجزای ضروری صحنه و حذف اجزای غیرضروری صحنه می تواند کادری زیبا و مناسب و منسجم را از یک تصویر برای شما فراهم سازد چرا که اگر تصویر به درستی ترکیب نشده باشد، با انحراف چشم از موضوع اصلی، ارزش تصویر را کاهش داده و از رساندن هدف و پیام به بیننده در می ماند. ترکیب درست یک تصویر علاوه بر ایجاد توازن، بیننده را از سردرگمی نجات داده و نقطه ی تمرکز وی را بر روی نقطه ی تأکید تصویر موجب می گردد. همچنین ترکیب و کادربندی درست تصاویر، می توانند پرسپکتیو تصاویر را افزایش داده و تناسبات میان اجزای آن را شدت بخشد و چگونگی القای تصویر را آنگونه که در ذهن فیلم بردار و کارگردان می باشد نظیر رسمیت، هیجان و …، به نحو درستی به تماشاگر بقبولانیم.

لذا می توان ترکیب تصویری را شامل ذکر آحاد تصویر به گونه ای که ذهن بیننده را بر روی نقطه ی تأکید تصویر متمرکز کند ، تعریف نمود. اما نباید از این نکته نیز غافل بود که هدف اصلی دلپذیر ساختن تصویر برای دید بیننده خواهد بود و هرگز نباید این را فدای قواعد دست و پا گیر نمود، هر چند که قواعد و قوانین نیز بر اساس لذّت بیننده و نگاه وی تدوین گردیده اند. بنابراین ترکیب تصویری دارای اهمیت به خصوصی می باشد. بنابراین لازم است تا فیلم بردار با برخی از اصول این فن آشنا شود. عوامل بصری سازنده ی یک تصویر شامل گروه، خط، رنگمایه و عمق ظاهری یا واقعی می باشد که به تفصیل در مورد آن ها مطالبی بیان می داریم.

الف ) گروه:

شامل تمامی اجزایی است که باید در یک کادر جا بگیرند. تصویری بسته از یک گوینده ی خبری که در جلوی یک میز قرار دارد و در پشت سر وی نیز نقشه ای ترسیم شده است و همچنین میکروفون و گلدانی که بر روی میز می باشد ، گروهی شامل میز، نقشه، میکروفون و گلدان گل را تشکیل می دهد که چگونگی قرار گرفتن آ ن ها بحث ترکیب تصویری در یک گروه می باشد. ترکیب قرینه ای اجزای یک گروه معمولاً حالت رسمیت را القاء می کند و نقطه ی تأکید آشکاری را نخواهد داشت. و از نظر بصری نیز طرحی جالب نخواهد بود. معمولاً نمی توان مرکز هندسی یک تصویر را نقطه ی تأکیدی بر تصویر در نظر گرفت اما هر گاه عکس را به صورت افقی و عمودی به سه بخش تقسیم کنیم، محلّ « برخورد یک سوم ها » که به همین اصل نیز معروف می باشد، نقطه ی تأکیدی مناسب را فراهم می آورد. این اصل معمولاً در نماهای توشات ( دو نفره ) و آورشولدر ( از روی شانه ) کاربردی عالی دارد.

تئوری تناسب طلایی یونانیان نیز کاربردی مفید دارد. آن ها معتقد بودند که نقطه ی تأکید باید پنج هشتم داخل هر کدام از لبه های کادر قرار گیرد که تقریباً برابر با همان محلّ برخورد یک سوم ها می باشد. ترکیب مثلثی نیز یکی از راه های دستیابی به نقطه ی تأکید تصویر می باشد. هر گاه مثلثی از اجزای یک تصویر فراهم شود، به گونه ای که دوربین بر روی قاعده ی مثلث و نقطه ی تأکید بر رأس مثلث واقع شوند، ترکیب تصویری قوی ای فراهم می گردد.

اصول اولیه فیلم برداری

ب) خط

آن چه در این بحث مورد بررسی قرار می گیرد شکل مسیر خطوط می باشد. خطوط می توانند قصد و حالت صحنه را ترسیم کنند. خطوط موازی با کادر، احساسی از رسمیت، ترتیب و تعلّق به آن می دهد. این گونه تصاویر که از چنین خطوطی بهره مندند، هیجان چندانی را خلق نمی کنند و لذا برای تصاویری انتخاب می شوند که برای ترسیم هیجان به کار نمی روند. تداخل خطوط افقی و عمودی و کثرت آن ها در یک صحنه، فضایی خشن وانعطاف ناپذیر را به وجود می آورد که تصاویر زندان از این دست می باشد. خطوط اریب در صحنه معمولاً فضایی پر هیجان و

منعطف را القاء می کنند و جذّابیت تصویری خاصّی را به وجود می آورند. تسلّط بیش از حد خطوط اریب می تواند موجبات سردرگمی بیننده را فراهم کند. خطوط منحنی معمولاً جلوه ای از آرامش و وقار و زنانگی را بیان می دارد. هر چه انحنای خطوط بیشتر شود از قدرت آن کاسته شده و وقار را از آن می گیرد. می توان با پایین و بالا بردن دالی و حذف برخی از اجزای زیاد، خطوط بیش از حد منحنی را حذف نمود.

ج) حرکت

از دراماتیک ترین ابزار جلب توجه بیننده به نقطه ی تأکیدی خاص می باشد. معمولاً حرکات ا ریب، تأثیر گذارترین حرکات در صحنه می باشند، چنان که حرکت در طول صحنه و موازی با قاعده ی کادر چندان جالب نیست. حرکات اجرا کننده به صورت مستقیم و به طرف دوربین خالق صحنه ای تکان دهنده می باشد. اما به طور کل دو حالت کلی برای بهره گیری از ابزار « حرکت» در صحنه وجود دارد.

۱) هرگاه بازیگر در یک صحنه ی عمومی، خلاف مسیر حرکت سایرین و در حالی که به شدت از لا به لای آن ها عبور می کند به طرف دوربین بیاید، خواه ناخواه دید بیننده به طرف وی جلب می شود و حتی گاه سرعت حرکت او بیشتر نمود پیدا می کند هر گاه وی فرضاً به سمت چپ کادر بدود و سایرین به سمت راست کادر.

۲) هر گاه بازیگر در میان انبوهی جمعیت متحرک ثابت باشد، دید را به سوی خود می کشاند همانند کودکی که در لا به لای جمعیتی متحرک گوشه ای نشسته و گریه می کند و یا تصور کنید میدان جنگی را که در آن تن های بی حرکت فراوانی دیده می شود و حال ناگهان یکی از آن ها بنشیند و یا حرکت کند، واضح است که به طور ناخودآگاه دید متوجه ی وی می شود.

د) رنگمایه

معمولاً روشن ترین نقاط یک صحنه، نقطه ی تأکیدی در آن صحنه است. همچنین نقطه ای در تصویر و یا جزیی از تصویر که دارای رنگمایه ای متمایز از سایر اجزاء می باشد دارای کشش دیدی بیشتر می باشد. وجود رنگمایه های روشن در گوشه های کادر معمولاً چشم را از صحنه ی اصلی منحرف می کند، حال آن که رنگمایه های تیره در گوشه های کادر، با افزایش فشردگی آن چشم را به طرف نقطه ی تأکید تصویر جذب می کند. رنگمایه های تاریک تر که در نزدیک قاعده قرار بگیرند ترکیب مثلثی مطلوبی را ایجاد نموده و نقطه ی تأکید تصویر که در رأس مثلث قرار گرفته بیشتر جلب توجه می کند. باید در تصویر برداری های رنگی دقت داشت که برش در تصویر باید به گونه ای باشد که رنگ های زمینه به شدت تغییر نکند.

هـ) عمق

خلق تصویری سه بعدی، در مدیوم دو بعدی تلویزیون، تخصّصی است که همواره مد نظر فیلمبرداران قرار داشته و از چهار طریق امکان پذیر می باشد: پرسپکتیو گروه، پرسپکتیو خط، پرسپکتیو رنگمایه، وضوح قیاس.

۱) پرسپکتیو گروه

در این مورد بحث بر سر نسبت های منظر ه ای می باشد. تصویری از دو درخت را در نظر بگیرید که یکی نزدیک به دوربین ایستاده و دیگری پشت سر آن و دورتر می باشد. هرگاه درخت جلو، بزرگتر باشد، به نظر می رسد فاصله ی زیادی بین دو درخت وجود دارد. این خطای چشم بوده و درست همان کاری است که تصویرگر باید انجام بدهد اما چگونه؟ این عملی است که با یاری جستن از عدسی ها ممکن می گردد و در بحث های آتی پیرامون آن صحبت خواهد شد. مثلاً عدسی زاویه ی باز، عمق را افزایش داده و برعکس عدسی تله فتو عمق را کاهش می دهد. تصویرهای زاویه ی بالا فضای بین اجزای عمودی را کوتاه تر کرده و ارتفاع را کاهش می دهد و تصویرهای زاویه ی پایین هر گاه با عدسی زاویه ی باز گرفته شود، سطح عمودی را بیشتر مورد تأکید قرار می دهد.

۲) پرسپکتیو خط

ترکیب خطوط در یک صحنه جهت برقراری تناسبات منظره ای. می دانیم که خطوط نزدیک به دوربین بزرگ تر و خطوط دورتر، کوچک تر به نظر می رسند که هر گاه از عدسی زاویه ی باز استفاده شود این تأثیر نمود بیشتری پیدا می کند. از همین خاصیت و با استفاده از زوایای اریب، می توان به تصویر، تصوری از عمق را بخشید.

۳) پرسپکتیو رنگمایه

هر گاه رنگمایه ها طوری ترکیب شوند که تصاویر تیره در جلو و تصاویر روشن در عقب صحنه واقع شوند، تصویری از عمق به صحنه داده می شود، نورپردازان در این مورد کمک شایانی به فیلم بردار می کنند.

۴) وضوح قیاسی

هر گاه تصویری را با دوربینی قاب بندی کنیم که از عدسی زاویه ی باریک تر یا هر عدسی که درجه ی F (کانونی) آن کاملاً باز شده است بهره مند باشد، زمینه ی عقب تقریباً به طور قطع از عمق تصویری صحنه بیرون مانده و دارای وضوح نخواهد بود، در نتیجه نقطه ی تأکید تصویر در وضوح مشخّص بوده که حاصل آن افزایش عمق در صحنه می باشد. گذشته از افزایش عمق در تصویر، وضوح قیاسی، به تمرکز حواس بیننده بر روی موضوع اصلی کمک می کند. این متدی است بسیار مفید که اغلب فیلم برداران از آن استفاده می برند.

 

بیشتر بخوانید